رهبر معظّم انقلاب: اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد؛ این چنین اقتصادی چه در شرایط تحریم، چه در شرایط غیر تحریم، بارور خواهد بود و به مردم کمک خواهد کرد.

«تنگه هرمز» ابزار بازآفرینی قدرت ایران در نظم نوین جهانی/ مصاحبه تفصیلی خبرگزاری فارس با مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی

محمد امینی‌رعیا، مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی در گفت‌وگوی تفصیلی با خبرگزاری فارس که با استناد به ۱۲ گزارش اندیشکده انجام شده است، ضمن تشریح دو رویکرد متفاوت برای مدیریت تنگه هرمز در دوران پس از جنگ، از امکان اعمال حاکمیت ایران بر این آبراهه بر مبنای قواعد حقوق بین‌الملل سخن گفت و معتقد است ایران می‌تواند بدون وابستگی به توافقات محدودکننده، سازوکار جدیدی برای مدیریت عبور و مرور در تنگه طراحی کند.

مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی با تشریح الگوی پیشنهادی مدیریت تنگه هرمز می‌گوید ایران می‌تواند این آبراه راهبردی را به ابزاری برای افزایش قدرت سیاسی، توسعه اقتصادی و ارتقای جایگاه خود در معادلات منطقه‌ای و نظم نوین جهانی تبدیل کند.

وی همچنین با بررسی الگوهای متداول درآمدزایی در تنگه‌های بین‌المللی، برآوردهای مطرح‌شده درباره درآمدهای چند ۱۰ میلیارد دلاری از تنگه هرمز را مورد ارزیابی قرار داده و تأکید می‌کند که درآمدهای حاصل از خدمات ناوبری، محیط‌زیستی، بیمه‌ای و سایر خدمات مرتبط می‌تواند به منبعی مهم برای بازسازی و توسعه کشور تبدیل شود؛ هرچند به اعتقاد او اهمیت اصلی تنگه هرمز نه در درآمدزایی، بلکه در تبدیل شدن آن به ابزاری برای تثبیت حاکمیت سیاسی و اقتصادی ایران در نظم منطقه‌ای جدید است.

امینی رعیا در این مصاحبه در خصوص «لزوم استفاده از فرصت جنگ برای حذف امارات از شبکه اقتصادی ایران»، «شیوه حرکت به سمت رسمیت بخشی به نظام پرداخت کشور در همکاری با شرکای تجاری از جمله روسیه، برزیل، عمان و …» و «اولویت ویژه چین در تعاملات اقتصادی کشور» نیز نکاتی را مطرح کرد.

بعضی قسمت‌های این مصاحبه پیشتر در قالب کلیپ تصویری منتشر شده است (اینجا).

مشروح گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

فارس: درباره مسئله تنگه هرمز و مدیریت ایران بر این آبراهه مباحث زیادی مطرح شده است. تقریبا همه روی این موضوع که تنگه هرمز یک ابزار استراتزیک در دست ایران است تقریبا همه اتفاق نظر دارند با این حال بر سر موضوع شیوه اعمال مدیریت ایران و درآمدزایی از آن و نیز میزان درآمدی که می‌توان از آن به دست آورد اختلاف نظر وجود دارد. نظر شما در این دو مورد چی هست ما نوع مدیریتی باید اعمال کنیم به نظر شما چقدر درآمد می‌توانیم کسب کنیم؟

امینی‌رعیا: مسئله اصلی در مدیریت تنگه بعد از جنگ است. در زمان جنگ، طبیعی، بدیهی و حق رسمی ماست که بتوانیم هرگونه اختلال یا توقف و انسدادی را در تنگه ایجاد بکنیم، زیرا در جنگ داریم بر علیه منافع ما اقدام می‌شود و بر علیه امنیت ملی اقدام می‌کند. بنابراین کاملاً طبیعی است که ما بتوانیم هر اقدامی را در تنگه انجام بدهیم و تا به حال نیز به همین منوال پیش رفته است. (گزارش اندیشکده)

منتها در شرایط عادی که جنگ به فرض تمام بشود، به هر شکلی که ممکن است و اتفاق می‌افتد، مسئله آنجاست که در آنجا ما به چه شکلی می‌توانیم تنگه را مدیریت بکنیم. چند نکته و سؤال وجود دارد. نکته اول اینکه اگر ما بخواهیم هرگونه الگویی را برای درآمدزایی پیاده بکنیم، این الگو باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ به چه شکل می‌توانیم پیاده‌اش بکنیم و خلاصه پایدار باشد و کار بکند. نکته دیگر هم در خصوص عمان و شیوه تعامل با این کشور است.

در خصوص موضوع عمان که موضوع مهم‌تر و اصلی است و پایه بحث مدیریت تنگه بعد از شرایط جنگ است، دو تا رویکرد وجود دارد. یک رویکرد این است که می‌گوید برویم با عمان گفتگو کنیم، مذاکره بکنیم تا به یک طرح تفکیک دریایی برسیم – اصطلاحاً طرح تفکیک تردد – که مشخص کنیم این مسیر، مسیر عمان است، این مسیر هم مسیر ایران است و این هم مسیر مشترک است، به فرض و بر اساس آن اداره بکنیم.

تا پیش از این نیز یک طرح تفکیک ترددی بین دو کشور وجود داشته و بر اساس آن اصلاً عبور صورت می‌گرفته است. نکته‌ای که وجود دارد این است که هرگونه طرح تفکیک که بین دو کشور مصوب بشود، اولاً از لحاظ سیاسی کماکان این چالش و ابهام وجود دارد و این ریسک وجود دارد که عمان هر لحظه ممکن است آن حد همکاری را با ما نداشته باشد یا اصلاً نتوانیم با آن به یک توافق مشترک برسیم که در آن منافع جمهوری اسلامی ایران به صورت حداکثری محقق شده باشد. ثانیاً اینکه عمان چون عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ است، اصلاً عبور ترانزیت را از تنگه پذیرفته است (ما عضو کنوانسیون نیستیم)؛ عمان عبور ترانزیت را پذیرفته و اصلاً نمی‌تواند از تنگه درآمدزایی بکند. برای همین در مذاکرات غیررسمی مطرح می‌کنند که اصلاً ما نمی‌خواهیم درآمدی داشته باشیم تا به شکلی مسائل حل و فصل بشود. بیشتر وزارت امور خارجه شاید خیلی در بین دستگاه‌ها دنبال آن است تا بتواند با عمان به یک نتیجه جمع‌بندی برسد.

منتها رویکرد دومی که وجود دارد این است که می‌گوید بدون عمان هم می‌توانیم تنگه را مدیریت بکنیم. به چه شکل؟ بر این اساس که کشورهای حاشیه خلیج فارس که در جنگ علیه ما اقدام کرده‌اند، اینها کشورهای متخاصم محسوب می‌شوند. طبق ادبیات حقوق بین‌المللی، تا زمانی که این تخاصم از نظر ما که بر علیه ما اقدام شده فروکش نکند و از بین نرود و به نوعی جنگ بین ما و آنها تمام نشده باشد، کماکان شرایط امنیتی و شرایط جنگی پایدار است. لذا ما می‌گوییم تا زمانی که این کشورها نیایند با ما معاهده امنیتی امضا کنند، ما اجازه عبور از تنگه به این کشورها نمی‌دهیم. متقاضیان و مصرف کنندگان اصلی تنگه هم اینها هستند. پس قطر، امارات، عربستان هر سه متخاصم محسوب می‌شوند. (گزارش اندیشکده)

حالا در معاهده امنیتی چه چیزی می‌تواند مطرح شود؟ می‌توانیم موارد مختلفی را حداقلی یا حداکثری در آن معاهده مطرح کنیم. حداقلی این است که باید رژیم عبور از تنگه بر اساس آن طراحی بشود که ایران دارد پیشنهاد می‌دهد؛ یعنی از این به بعد اگر خواستی از تنگه عبور کنی، از مسیرهایی که ما می‌گوییم باید عبور بکنی و این در واقع قواعد اقتصادی و الگوی اقتصادی را هم رعایت بکنی. حداکثرش هم این است که می‌گوییم باید پایگاه‌های آمریکا در کشور شما محدود بشود، اصلاً پایگاه آمریکا خارج بشوند تا ما اجازه عبور را بدهیم. پس ما می‌توانیم بگوییم تا زمانی که این معاهده امنیتی با این کشورها امضا نشود، ما با این کشورها در شرایط تخاصم هستیم و اجازه عبور از تنگه به آن‌ها نمی‌دهیم. آن وقت آنها می‌آیند سراغ ما برای اینکه معاهده را امضا کنند و دیگر می‌شود مذاکره ما با این کشورهایی که از تنگه عبور می‌کنند.

این آن الگویی است که ما بدون حضور عمان و بدون نیاز به کسب مجوز یا همکاری از عمان هم می‌توانیم تنگه را مدیریت بکنیم. طبیعتاً همزمان با این می‌توانیم همکاری با عمان را هم داشته باشیم، چون بالاخره در جنگ عمان علیه ما اقدام نکرده، کشور دوست محسوب می‌شود و می‌توانیم همکاری‌ها را توسعه‌ بدهیم.

در بحث الگوی اقتصادی نیز روش‌های مختلفی ارائه شده است. عرفی‌ترین الگویی که در محیط بین‌الملل دارد پیاده‌سازی می‌شود، الگوی دریافت هزینه خدمات است که در تنگه‌های مشابهش دارد عملیاتی و اجرا می‌شود. این خدمات انواع مختلفی دارد. یکی مثلاً خدمات ناوبری و مسیر یابی و… که هر کشتی باید عددی را پرداخت کند. یک بخش از خدمات خدماتی است که برای تسطیح مسیر انجام می‌شود که بر اساس وزن کشتی دریافت می‌شود. یک بخش هم خدمات محیط زیستی و آلایندگی است که کشتی بر اساس بارش باید هزینه‌ای را پرداخت کند. مثلاً اگر نفت یا انرژی باشد، آلایندگی دارد، باید هزینه‌ای را پرداخت کند. علاوه بر این می‌توانیم یک نسبت درصدی را هم بر اساس نوع تعامل آن کشور صاحب پرچم کشتی یا کشور متقاضی آن بار کشتی یا کشور صادرکننده بار کشتی در نظر بگیریم. مثلاً اگر کشور دوست ما محسوب می‌شود، یک عددی تخفیف دارد. اگر کشور نسبت به ما متخاصم محسوب می‌شود یا ما را تحریم کرده، اینها باید یک هزینه بیشتری پرداخت کنند. (گزارش اندیشکده)

فارس: در خصوص رقم درآمدی که می‌توانیم کسب کنیم هم می‌فرمایید که به نظر شما چه میزان امکان‌پذیر است؟

امینی‌رعیا: برآوردها در خصوص درآمدهای متعددی بوده است؛ از ۲ میلیارد دلار تا مثلاً ۸۰ میلیارد دلار یا ۱۲۰ میلیارد دلاری که رویترز مثلاً پیش‌بینی کرده است. اینها هر کدام بر اساس یک قاعده‌ای محاسبه شده است. اعدادی مثل ۸۰، ۱۲۰ و اینها اصلاً اعداد درستی نیستند. ۱۲۰ رویترز بر این اساس بوده که همه کشتی‌ها را انرژی و نفتی در نظر گرفته است که مشخصاً این عدد اشتباه است. یا فارن افرز در پیش بینی ۸۰ میلیارد دلاری خود یک تکنیک فریبنده هم به کار برده‌ که گفته‌اند این قدر درآمد دارد، ولی اینها باید برود در یک صندوقی که مثلاً تحت نظارت سازمان ملل باشد و آنها تصمیم بگیرند که چگونه هزینه بشود که عملاً دارد حاکمیت ما را زیر سؤال می‌برد.

محاسبات معقولانه‌ای که وجود دارد معمولاً بین نیم تا دو درصد ارزش کشتی‌ها می‌شود که این هزینه خدمات و ریسک است. به علاوه مواردی از جمله بیمه که می‌شود اعمال کرد (مثلاً بیمه‌های خاصی را اجبار کرد که باز روی این خدمات سوار می‌شود) یا اینکه خدماتی مثل بانکرینگ و اینها را بیاییم اعمال بکنیم که این عدد را بیشتر می‌کند. پس این عدد بین نیم تا دو درصد است، که تقریباً از حدود ۱۰ میلیارد دلار تا ۴۰ میلیارد دلار می‌شود که می‌توانیم آن سقف را هم بر اساس همین قاعده و فرمولی که ارائه دادیم، دریافت کنیم.

منتها به هر شیوه‌ای که ما بتوانیم کسب درآمد کنیم (که حتماً باید بکنیم) باید به گونه‌ای باشد تا هم مسئله عمان را بتوانیم مدیریت بکنیم به شیوه‌ای که عرض کردم و هم یک بخش درآمد قابل توجه حداقل ۲۰ میلیارد دلاری داشته باشیم. چون اصلاً نیاز کشور برای پساجنگ – هم برای بحث بازسازی و هم برای توسعه است. اما مهمترین مسئله این است که ما باید ابزار تنگه را به عنوان یک ابزار حاکمیت سیاسی و حاکمیت بین‌المللی در نظم نوین در اختیار بگیریم. یعنی مسئله درآمدزایی از تنگه مسئله‌ای است که روی این موضوع سوار می‌شود و فرع بر آن است.

فارس: شما درباره میزان درآمد از تنگه صحبت کردید سوالی که مطرح می‌شود این است که با چه ارزی کشتی‌ها باید با ایران تسویه را انجام بدهند؟

امینی‌رعیا: درباره تسویه ارز یک الگویی که مطرح شده این بود که که ما بیاییم رمز ارز، بیت‌کوین و این نوع ارزهای دیجیتال را بگیریم. مشخصاً این حرف غلطی است چون ما می‌خواهیم با حاکمیت تنگه – که اول حاکمیت سیاسی است، بعد حاکمیت اقتصادی – بتوانیم نظم نوین مد نظر خودمان را در منطقه پیاده بکنیم. اگر ما بیت‌کوین و رمز ارز را مطرح بکنیم، انگار دوباره می‌رویم سراغ آن شرایط غیررسمی که اصلاً به صلاح کشور نیست و نمی‌توانیم از ظرفیتش برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها استفاده کنیم پس استفاده از زیرساخت‌های ارزی مثل رمزارزها و زیرساخت‌های غیررسمی اصلاً برای کشور مطلوبیت ندارد و این راهکار کاملاً اشتباه است و کسی هم که اگر مطرح می‌کند، احتمالاً دارد منافع خودش را مطرح می‌کند که می‌خواهد خودش یک کسب‌وکاری فعال بکند، چون دیدم بعضی از مجموعه‌های خصوصی اقتصادی مطرح کرده‌اند.

بحث تسویه ریالی نیز تا الان مطرح شده است. تسویه ریالی زمانی درست است و باعث تقویت ریال می‌شود که معادلش عرضه ارز در بازار ما اتفاق بیفتد. این مثل بحث تجارت ریالی است که همیشه مورد نقد بوده است که می‌گوییم ما به افغانستان یا کشورهای عراق اگر کالا را ریالی بفروشیم، ضرر کرده‌ایم. چرا؟ چون می‌گویند اینها می‌آیند در بازار غیررسمی مبادلات ارزی خود را انجام می‌دهند و عرضه ارز در اقتصاد ما اتفاق نمی‌افتد. فقط ما کالایمان را داده‌ایم و یک ریالی گرفته‌ایم، بازار ارزمان تقویت نمی‌شود؛ در صورتی که صادرات باید بازار ارز را تقویت بکند. پس تسویه ریالیِ به این شکل که آن ریال بیاید و داده بشود بدون اینکه زیرساختی برایش فراهم بشود، اشتباه است.

تسویه ریالی درست شبیه همان مدلی است که که روسیه بعد از تحریم اعمال کرد و گفت کشورهایی که می‌خواهند از من گاز بخرند باید بیایند در بازار بورس ارز من، روبل تهیه کنند در ازای دادن یورو، در ازای دادن دلار و با این روبل بیایند گاز بخرند. با این مدل هم عرضه ارز را در بورس ارز خودش تقویت می‌کند و نیاز ارزی خودش را تأمین می‌کند، هم دارد روبل خودش را جا می‌اندازد. تسویه ریالی درست همین است که ما یک زیرساخت ارزی ایجاد بکنیم، بگوییم مثلاً در مرکز مبادله ارز و طلا یا بازار رسمی ارز کشور، شما باید بیایید ارز عرضه بکنید (حالا هر ارزی یورو، دلار، حتی طلا) بعد ریال ما را بخرید به صورت رسمی و با آن ریال با ما تسویه انجام دهید. (گزارش اندیشکده)

فارس: سوال بعدی من در مورد ظرفیتهایی است که بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کردند و نفت خودشان را از طریق خط لوله صادر می‌کنند به نظر شما اگر آن‌ها این ظرفیت را تقویت کنند باعث نمی‌شود که کلا از تنگه بی‌نیاز شوند و به شکلی ما را دور بزنند؟

امینی‌رعیا: طبق بررسی انجام شده، شاید بین تنگه‌های دنیا، تنگه هرمز یکی از معدود تنگه‌هایی باشد که دور زدنش خیلی سخت است، پیچیدگی دارد و در کوتاه‌مدت حداقل ممکن نیست. آن مسیرها در میان‌مدت و بلندمدت ممکن است وجود داشته باشند. طبیعتاً آن الگوی اقتصادی که ما در نهایت اعمال می‌کنیم و نوع مذاکرات و تعاملاتمان با این کشورها نباید طوری باشد که این کشورها را ببرد به این سمت که آن سرمایه‌گذاری‌های میان‌مدت و بلندمدت را انجام بدهند و مسیرهای دیگر را فعال بکنند.

حتماً بعد از اینکه استقرار سیاسی و اقتصادی‌مان در مدیریت تنگه را اعمال کردیم و پیاده کردیم، باید برویم به سمت اینکه با این کشورها وارد همکاری‌های مشترکی بشویم. ممکن است با کشوری مثل امارات که یک جور خودِ اسرائیل در منطقه است، این امکان‌پذیر نباشد یا اگر هم با آن شکل بگیرد، آن کار دیگر از سر ناچاریِ آن کشور انجام می‌شود، ولی همان را هم باید بتوانیم شکلی بدهیم یعنی به آن مدل قبلی که تجارتی که ما در امارات داشتیم، کاملاً به نفع آن کشور بود و به زیان ما بود و این مدیریت تعاملات منطقه‌ای را داشته باشیم و البته تنگه را هم طوری مدیریت بکنیم که در میان‌مدت و بلندمدت برای آنها صرفه نداشته باشد که از جاهای دیگر ببرند.

فارس: بعضی افراد معتقدند کشورهایی که از تنگه هرمز زیاد استفاده می‌‍کنند مثل چین بعد از جنگ اجازه مدیریت تنگه هرمز را به ایران نمی‌دهند و با آن مخالفت می‌کنند. نظر شما چیست؟ آیا ممکن است که کشورها برای ایران مانع ایجاد کنند؟

امینی رعیا: بحث‌های بین‌المللی خیلی با بده بستان‌ها و اتفاقاتی که رخ می‌دهد ارتباط پیدا می‌کند. چین یکی از کشورهای مصرف کننده جدی تنگه است. هم انرژی از سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌گیرد، هم از ایران می‌گیرد. یک بخش قابل توجهی از انرژی را از ما می‌گیرد نه امکانش را دارد که بخواهد مخالفت بکند و نه از لحاظ حقوقی می‌تواند این کار را انجام بدهد. رفتن در تخاصم با ایران برای چین به صرفه نیست و به صلاح این کشور نیست. مخصوصاً که در همان دیداری که بین رئیس‌جمهور آمریکا و جمهوری چین انجام شد و سفری که ترامپ به چین داشت، خیلی به نتایج مشخصی نرسیدند و عملاً انگار نمی‌خواستند همکاری انجام بدهند و مسئله‌ای بینشان حل نشد.

پس اینجا چین با آمریکا کماکان شرایط نامطلوب خودش را حفظ کرده است و نمی‌آید یک برگ برنده سیاسی از منظر خودش که ایران باشد (و دارد یک بخش انرژی‌اش را از آن تأمین می‌کند) را به واسطه اینکه هزینه‌ای روی این تأمین انرژی‌اش اعمال می‌شود، از دست بدهد. ضمن اینکه ما مسیرها و موارد مختلفی داریم که می‌توانیم این را تبدیل به معامله کنیم. همین حضور چین در بندر چابهار ایران برای توسعه چابهار، یا بحث تأمین کالای اساسی ایران، سرمایه‌گذاری مشترک در زیرساخت‌های انرژی، مواردی است که ما حتماً باید در تعامل باشیم و به یک بسته مشترک با آن‌ها برسیم که این موارد دیگر نیاید سایه بیندازد.

بله، اگر ما بنشینیم هیچ کاری با چین مثل گذشته انجام ندهیم و منتظر باشیم که معجزه‌ای بشود، اتفاقی نمی‌افتد. ممکن است او در جایی هم علیه تو اقدام کند. این انتصابی هم که اخیراً اتفاق افتاد و رئیس محترم مجلس به عنوان نماینده ویژه ایران در چین منصوب شدند، خیلی امیدها را بیشتر کرده است. اگر فعالانه عمل بکنیم، حتماً می‌توانیم با چین یک قاعده جدید تعریف بکنیم، یک بازی جدید و معاملات جدیدی که به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد و در مدیریت تنگه توسط ایران خللی ایجاد نشود.

فارس: شما در مورد تسویه درآمد تنگه هرمز از یک مسیر شفاف صحبت کردید و اینکه اگر زیرساخت غیررسمی مثل رمز ارز برای ما مطلوبیت ندارد. ما چطور می‌توانیم به یک شبکه پرداخت رسمی وصل بشویم که هزینه‌های دور زدن تحریم‌ها و مفاسد ان هم کم بشود؟

امینی رعیا: یکی از خیرهای جنگ برای ما این بود که برای ما واضح و مبرهن بشود که امارات اولاً نماینده و شاید خود اسرائیل در منطقه است یک تهدید برای اقتصاد ایران محسوب می‌شود. یک گزارش اندیشکده منتشر کردیم تحت عنوان «امارات تهدید امنیت اقتصادی ایران» که آنجا تشریح کردیم چه از لحاظ اقتصادی با این شکلی از تجارت که آنجا شکل گرفته، چه از لحاظ پرونده‌های بین‌المللی و پرونده‌های سیاسی-امنیتی بین‌المللی و پرونده‌های ژئوپلیتیک منطقه‌ای، امارات کماکان و همواره علیه مواضع ایران اقدام کرده است. یک نمونه‌اش همین اقدامی است که هر چند وقت یک بار علیه جزایر سه‌گانه انجام می‌دهند. این پایدار بودن مثلاً نزدیک ۳۰ تا ۴۰ درصد از تجارت ما در این کشور، هیچ وقت نه از لحاظ امنیتی درست بوده و نه از لحاظ اقتصادی درست بوده است. (گزارش اندیشکده)

این موضوع ۱۵ تا ۲۰ درصد برای ما هزینه ارزی ایجاد کرده است. از لحاظ امنیتی هم که کاملاً این شبکه‌ای که آنجا وجود دارد و مستقر است، تحت تسلط و تحت سلطه آن کسی است که ما را تحریم کرده است. شاید یک سری از شرکت‌ها و مجموعه‌ها منافعی آنجا داشتند و اقتصاد سیاسی که شکل گرفته بود این تغییر را سخت می‌کرد. این اتفاقی که در جنگ افتاد، از این منظر خیلی خیر شد برای ما که یک بخشی از ایرانی‌ها مجبور شدند از آنجا خارج بشوند و علاوه بر شبکه ایرانی، شبکه‌های خارجی هم خیلی‌هایشان خارج شدند و برنامه‌شان را تغییر دادند یعنی این فرصت را برای ما ایجاد کرده است که بتوانیم مسیرهای دیگر را فعال بکنیم. (گزارش اندیشکده)

مسیرهای دیگر حتماً یک مسیر یا یک کشور یا یک مورد خاص نیست. ما باید بیاییم به این سمت که با کشورهای مختلف آن حد از تجارتمان که تراز است را به صورت تسویه دوجانبه انجام بدهیم. (گزارش اندیشکده)

این یک چیز بدیهی است و دنیا دارد از آن استفاده می‌کند. کشورهایی مثل خود چین و روسیه سال‌هاست دارند به این سمت می‌روند که بر اساس تراز تجاری‌شان بتوانند تسویه دوجانبه انجام بدهند و مبادلاتشان در شبکه نظام پرداخت غربی انجام نشود و وابستگیشان به این شبکه را کم بکنند. اما با وجود اینکه این شبکه ما را تحریم کرده و برای ما هزینه ایجاد کرده است این کار را نکرده‌ایم که الان فرصتش ایجاد شده است. (گزارش اندیشکده)

یک بخش از کار را باید با چین حتماً انجام بدهیم. بالاخره ما نزدیک شاید حدود ۲۰ میلیارد دلار (بیشتر یا کمتر) صادرات نفت به چین داریم و به همین میزان از این کشور واردات داریم. یک بخشی از این باید در تسویه دوجانبه با چین مدیریت بشود. (گزارش اندیشکده)

یک بخشی از آن هم باید دوجانبه با کشورهایی که از آنها کالای اساسی تأمین می‌کنیم، تسویه بشود. مثلاً کشوری مثل برزیل که تقریباً سالی ۴-۵ میلیارد دلار واردات اساسی از این کشور به صورت غیررسمی داریم. (گزارش اندیشکده)

ما یک محاسبه کردیم بین کشورهای مختلف در همین وضع موجود بدون اینکه تغییری در تجارتمان ایجاد کنیم ۶۰ درصد از تجارتمان را حداقل می‌توانیم به صورت دوجانبه تسویه کنیم. (گزارش اندیشکده)

در واقع یک پلن و طراحی این است که ما برویم به سمت تطبیق نقشه ارزی و انطباق نقشه ارزی و تجاری – یعنی جایی که شکل تجارت زیاد داریم، باید سعی کنیم به آن کشور بیشتر صادرات بکنیم یا بالعکس، به کشوری صادرات داریم باید یک بخشی از واردات را از آن کشور انجام بدهیم که این تراز بیشتر بشود. اما بدون هیچ تغییری در تجارت می‌توانیم این کار را انجام بدهیم و وابستگی‌ را کم کنیم. این یک اقدام کاملاً ضدتحریمی است که اصلاً باعث می‌شود تحریم برداشته بشود. چون تحریم زمانی برداشته می‌شود که بی‌اثر بشود و با این کار تحریم ارزی بی‌اثر می‌شود. (گزارش اندیشکده)



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.