«تثبیت قدرت» کارویژه مذاکرات احتمالی/ قاعده دیپلماسی در این میدان متفاوت است
در جریان جنگ تحمیلی رمضان، مردم با حضور گسترده در خیابان، از نیروی نظامی در میدان پشتیبانی کردند و باعث شدند نقشههای دشمن، نقش بر آب شود.
علاوه بر این، ابتکاراتی همچون «بستن تنگه هرمز و استقرار رژیم جدید در این معبر راهبردی» باعث شد در جریان جنگ، ایران به گونههای جدیدی از «قدرت موثر» مجهز شود.
این دستاوردهای بزرگ بود که هدف دشمن در جنگ را از «رژیم چنج» به فرار از «رژیم جدید تنگه هرمز» تغییر داد و در نهایت منجر به آتشبس شد!
اما آتشبس به معنی پایان جنگ نیست؛ بلکه به صورت موقت، جنگ را از فاز نظامی وارد فاز مذاکره میکند و «پیروز نهایی» را مشخص مینماید.
لذا در مذاکرات احتمالی، باید بتوانیم قدرتی که به واسطه جنگ شکل گرفته است را تثبیت کنیم تا «فاتح میدان نبرد» باشیم.
«حرکت مقتدرانه» در این فاز جنگ، باعث میشود نظم نوینی با محوریت ایران در منطقه و جهان پایه گذاری شود که ضامن حرکت پرشتاب و پیشرفت کشور در آینده خواهد بود.
در چنین شرایطی، استمرار حضور در خیابان ضروری است؛ حضوری که نه تنها باید معنای حمایت و پشتیبانی از تیم مذاکرهکننده داشته باشد، بلکه باید این شیوه از نقشآفرینی را مطالبه نماید.
توضیحات تکمیلی محمد امینی رعیا مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی در این کلیپ آمده است:
پینوشت: این یادداشت و کلیپ عصر روز چهارشنبه ۱۹ فروردین تهیه و سپس توسط رسانه مسیر اقتصاد منتشر شد و پس از آن در سایت اندیشکده قرار گرفت. محمد امینی رعیا مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی صبح روز پنجشنبه ۲۰ فروردین در ادامه این بحث، در توییتی نوشت:
اگر بنا به مذاکره به عنوان یک فاز جنگ باشد، باید همه حمایت کنیم و با حداکثر توان برویم تا قدرتی که در جنگ ساخته شد را تثبیت کنیم. اما مسئله این است که دشمن جنایتکار هیچ خط قرمزی ندارد؛ لذا مذاکرهای که با “دادن امتیاز نقد و گرفتن نسیه” شروع شود قطعا به زیان ماست و نتیجه ندارد!
در این ۲۴ ساعت ما وارد مذاکرهای غیرعقلایی خلاف روند جنگ شدیم و قدرت نقدی که در این ۴۰ روز ساخته بودیم (آتش میدان، حمایت خیابان، تسلط تنگه) را در ازای چیزی که قرار است در آینده گرفته شود (نسیه)، متزلزل کردیم. باور کنیم واقعیت این جنگ را؛ قاعده دیپلماسی در این میدان متفاوت است.
